تبليغاتX
اکسیر
 

۱.

جاده هم شبیح فلق

مات و چسبناک ...

به من انگشت بزن

تا از درز استخوانم

چاربست جهانم

بغض

فقط بغض بریزد

 

2.

حال من

برگ های پریود است

توت های رنگ پریده

-بوته ی لاله عباسی را کندیم

گل نمی داد

شده بود فقط دانه وُ نگاهش به هوا ...

آه پرنده های سفید

پری اگر از شما خون شد و بر خاک ...


حال من برگ های  خشک است

ذرات سرخم

با هر گام صدایی

میل انفجار می کند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/06/03ساعت 16:48  توسط کیمیا زیرائی  |